سلام
دلم میخواد بنویسم! عجیب حس نوشتن دارم! البته میگن دکترها اهل نوشتن نیستن! ولی من دلم میخواد بنویسم، چیزایی رو که خیلی دوست دارم خیلی هم خوش خط مینویسم. نوشتنم محدود به این وبلاگ نیست. من مقاله مینویسم، پروپزال مینویسم، پایان نامه مینویسم و از همه مهمتر یه دفترچه قرمز رنگ خیلی زیبای پاپکو خریدم که برنامه زندگیمو با خودکارهای رنگارنگ زبرا توش مینویسم و بعد از اینکه با موفقیت از برنامه خارج شدم یه خط زیباتر روی اون میکشم که تمام شد!
در نوشته های پیشین به خودم قول داده بودم یه عده آدم رو نادیده بگیرم و وقتی دیدمشون اعصابم به هم نریزه و خیلی ریلکس باشم. انصافا تونستم بعد از کلی تمرین در جلسه امروز که برای نوشتن کتاب با دکتر ف.ص و دکتر ع.ش برگذار شد سنگ تموم بذارم. امیدوارم بتونم همیشه اینطوری ریلکس باشم.
حال و هوای عجیبی دارم. بعد از عقدمون بیشتر به مامان داداش و بابا وابسته شدم، احساس میکنم تکه هایی از وجودم هستن که بدون اونها عذاب میکشم، اونم نه دست و پا بلکه قلب و چشم. خدایا از تو برای همیشه و همیشه براشون سلامتی و شادی آرزو میکنم.
کم کم دارم برای عروسی آماده میشم. فقط میتونم بگم که
برچسب: آذر زیبا فر,آذر زیبا نقش,آذر زیبا نقش تبریز,
نویسنده: کیان هاشمی
تاريخ: سه
شنبه
7 دی
1395 ساعت: 9:25